أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
363
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
حضرت اعلى گذشت آن بود كه به قورچيان قسمت كن . امير نجم از تفصيل اين اجناس فلك التباس و عرض آن اوانى مهر و ماهنشانى غريق تأسف و پشيمانى گشته ، اين مقدار عرض كرد كه تبرّكات و تنسوقات مرصّع مكلّل سيصد چهارصد تومان اجرهء صناع شده و چون بر فرقفرق قورچى قسمت پذيرد همه را شكسته به قيمت طلا و جواهر فروشند و در نگاه داشت آن نكوشند مبلغهاى كلّى نقصان ديوان شود . اگر حكم جهانمطاع نافذ گردد ، قيمت آنها را بر رؤوس ايشان قسمت نمائيم ، فرمودند كه چنين باشد . بعد از آن نوّاب سراپردهء عظمت و اكرام دست به انعام طوايف خواصّ و فرق عوام گشاده از اسب راهوار به زين زر و كمر شمشير و كمر خنجر و خلعتهاى فاخر كه اصحاب دولت را سرمايهء تفاخر باشد از همه اجناس بيرون از حيزّ تخمين و رتبهء قياس انعام و الباس كردند . بيت محيط جهان سفرهء عام او * زمين و زمان غرق انعام او خوشا پادشاهى و حبّذا كارگاهى كه در وقت احسان و امتنانش بيت محيط كون نمايد كحلقة بفلاة * [ 465 ] به جنب عرصهء همّت حقير و مختصرش بلكه چون قطره در جنب فرات اندك و كمبها و انوار همّتش در برابر نمايش عقد لآل چون نور آفتاب و پرتو سها باشد فنعم المقال : رباعيّه مردى بايد بلندهمّت مردى * زين تجربه كردهء فلك پروردى كورا ز تصرّفات اين تودهء خاك * بر دامن همّت ننشيند گردى مثنويّه بيا اى خردمند بسيارهوش * ببين بشنو ار چشم دارى و گوش كه اينست آيين ظل اللهى * كز اينسان كند همّتش همرهى كه چيزى كه در تحت امكان بود * و گر بحر باشد و گر كان بود